امروز قصد داشتم در مورد غرور ملي بنويسم اما چون در وبلاگ بهساد در مورد نمايشگاه نوشته بودم و مردانه بودن غرفه بهساد و اينکه گفته بودم که غرفه جدي تر به نظر مي رسيد. خواننده محترمي به اين نکته من اعتراض داشتند. چون محدوده روزنوشت هاي بهساد ، حوزه هاي اجتماعي را در بر نمي گيرد. ترجيح دادم که در اين جا به دفاع از نظرات خود بپردازم.
قبل از اينکه بخواهيم به نمايشگاه برويم، تصميم گرفتيم که تيم مستقر در غرفه ، متشکل از مديراني باشد که بتوانند با استفاده از تعاملاتي که قبلا با مشتريان داشته اند، با افراد بازديد کنند تعامل داشته باشند. وقتي اين مطلب به گوش خانمهاي شرکت رسيد اعتراض داشتند که مگر نمايشگاه بدون وجود خانم ها هم مي شود؟ گويا جواب به آنها داده شده بود که بله ما برگزار خواهيم کرد و خواهد شد.
اين ديدگاه بر مي گردد به اينکه اين روزها در نمايشگاه هاي مختلف نقش بسياري از خانم ها بسنده مي شود به ايستادن درب غرفه. بي آنکه آن خانم ها تسلط چنداني بر موضوع داشته باشند و فقط پس از چند کلمه صحبت، مخاطب را به فرد اصلي ارجاع مي دهند. موضوع وقتي به طور عام تاسف بر انگيز مي شود که اين جذب مخاطب با استفاده از ظرافت هاي زنانه -که اغلب با آرايش هاي تند و لباس هاي نامناسب نيز همراه است- انجام مي شود. دوستي تعبير مناسبي داشت، مي گفت در ِغرفه هايشان شيريني مي گذارند تا حسابي مگس جمع شود.
اما موضوع به همين جا نيز ختم نمي شود. در بسياري از نمايشگاه ها و در بسياري از غرفه ها ديده ام که غرفه داران محترم به جاي پرداختن به مشتريها ، بيشتر به اختلاط با يکديگر مي پردازند و فرصتي مي شود براي عقده گشايي هاي چند ساله و نهايتا آنچه که فراموش مي شود مشتري است. اين است که وقتي اين عنصر اختلاط حذف مي شود، غرفه سواي غرفه هاي سايرين و جدي تر به نظر مي رسد.
من داراي صلاحيت پرداختن به بعد شرعي موضوع نيستم. آنچه در ادامه خواهم نوشت منحصرا از ديدگاه انساني و تجاري است:
- من با استفاده ابزاري از ويژگي هاي ظاهري به خصوصي جنسيتي انسانها (چه مرد و چه زن) براي کسب سود بيشتر موافق نيستم
- به اعتقاد من، هدف از آمدن به يک نمايشگاه انجام تعاملات تجاري است و نه تفريح و تفرج
- من با حضور خانم ها در جامعه و غرفه ها مخالف نيستم. کما اينکه در نمايشگاه سال گذشته نيز، يکي از همکاران خانم بهساد حضور داشتند که حضور ايشان به دليل اين بود که از بين کارکنان بهساد، کسي به اندازه ايشان بر نرم افزار مسلط نبود، نه به دليل خانم بودن ايشان. بنابراين من با حضور تک بعدي خانم ها که عمدتا در بر گيرنده جنبه هاي جنسيتي مي شود مخالف هستم.
- من با حذف زنان از جامعه، تفکيک بيش از ضرورت و اجباري جنسيتي اماکن( در بعضي از موارد اين تفکيک به طور اختياري لازم است –مانند مترو) و سانسورهاي بي دليل مخالف هستم.
- تن آدمي شريف است به جان آدميت
پس چون خانمی تو شرکت نبود که به این پروژه مسلط باشه نبردینشون؟
باز جای سؤال داره که چرا نوشتید “مردانه و جدی”.میتونستید بگید “حرفه ای و جدی”و امااگر فقط به خاطر قضیه مگس و شیرینی بود شما میتونستید به بقیه غرفه ها یاد بدید که مگس ها فواید زیاددیگه ای هم دارند .نمیشه به خاطر اعتراض به یه دیدگاه بیایم یه قشر رو محروم کنیم(منظورم قشر مگس هاست!)
به هر حال ممنون که وایه جواب دادن وقت گذاشتید و طفره نرفتید.
همین..
اشتبایه فاحشی کردم.
تو سطر 3 و 4 به جای مگس باید می نوشتم شیرینی.پوزش.
1- جدي صفت مردانه نيست، بلکه هم مردانه و هم جدي صفت غرفه هستند
2-دقيقا به اين دليل که تسلط به موضوع پروژه و موضوع بازاريابي در بين آقايان شرکت بيشتر بود، از وجود آنها استفاده شد. در بهساد هيچ گونه تبعيض جنسيتي وجود ندارد و دليل نيامدن خانم ها هم اعتراض به ديدگاه هاي بيان شده نبود. به يقين همکاران من در بهساد از نظر شخصيتي بسيار بالاتر از آني هستند که ديدگاه هاي بيان شده در مورد آن ها صادق باشد.
3- براي من هر چيز که جنسيت را بر انسانيت حاکم کند مذموم و ناپسند است.