همگي مي دانيم که فقر و بيچارگي ، دامان برخي از خانواده هاي کشور را فرا گرفته. اگر براي اين موضوعات اهميت قائل باشيم، هر روز داستانهاي غم انگيز بيشتري در اين زمينه ها مي شنويم. داستانهايي که به قول عزيزي آدم ترجيح مي دهد دروغ باشند. مثل :
- زن بيوه اي را مي شناسم که به کودکانش قرص خواب مي داد تا آنها درد گرسنگي را احساس نکنند
- حتما افرادي را ديده ايد که در کنار ميوه فروشي هاي لوکس شهر، به جمع کردن آشغال ميوه مشغول هستند.
- داستان مرداني که زن خود را براي درآمد به ديگران مي فروشند.
- مي شناسيم مردمي را که درآمد اندک آنها ماهيانه 30 الي 20 هزار تومان کمک کميته امداد مي باشد.
- …
نهادهايي رسمي مانند کميته امداد و بهزيستي نيز متولي کمک به محرومين هستند که عملکرد آنها در مواردي جاي سئوال دارد. از جمله :
- همگي مي دانيم که نهادهاي دولتي به دليل پايين بودن شديد بهره وري در بدنه دولت، موجبات شديد حيف و ميل سرمايه و پول را به وجود آورده اند. روايت تاييد نشده اي وجود دارد که سهم محرومين را، از کمک ها و بودجه کميته امداد فقط 30 درصد مي داند و در واقع 70 درصد بودجه کميته امداد صرف امور اداري آن مي شود. ( لطفا به تاييد و يا رد اين آمار بپردازيد)
- گرچه عوامل پيچيده زيادي به وجود آورنده فقر در کشور است، اما به راستي اگر عملکرد اين سازمانها درست بود، با اين گستردگي فقر روبرود بوديم ؟
- من به خصوص با برخي از اقدامات کميته امداد مخالفم ، از جمله با برگزاري عروسي هاي گروهي براي محرومين که حتي تلويزيون هم چهره اين افراد فقير را نشان نمي دهد. يعني درست مثل خلافکارها و دزدها! اگر نمايش چهره اين عزيزان، اشکال دارد پس چرا آنها را جمع مي کنيد و بعد کمک به آنها در بوق و کرنا مي کنيد. غير از اين است که هزار و يک هدف درست و غرض نادرست ديگر از برگزاري اين گونه مراسم وجود دارد. آيا بايد براي اينکه يک ريال به يک بنده خدا کمک کنيد اول به همه مي گوييد که او فقير است؟! اصولا يک نهاد دولتي مجبور است براي اثبات خود، عملکردش را نمايش دهد که اين امر با اصول کمک به محرومين متضاد است.
- نه تمام ولي بخشي از کارکنان اين نهادها، به سازمان خود تنها به عنوان يک محل کار نگاه مي کنند و نه يک کار مقدس. عمرو و يا زيدي که نتوانسته به فرض در بانک ملي مشغول شود، آمده و در کميته امداد مشغول به کار شده، بخشي از ناکارآمدي مندرج در بند 1 هم به همين موضوع بر مي گردد. حالا اين آقا يا خانم، آيا به کار خود لزوما به عنوان يک کار مقدس نگاه مي کند و يا کار عادي ؟ اين است که موضوع اداري شده است و به دليل اين اداري شدن، حس همدردي با ديگران از بين مي رود.
چاره چيست ؟
از آنجا که ارائه راه حل مي تواند، غرزدن را به انتقاد سازنده تبديل کند، من هم چند راه حل پيشنهاد مي کنم:
- مي دانيم که نهادهاي خيريه کارآمدي در کشور وجود دارد که نقش مهمي در کمک صادقانه به محرومين کشور نيز بر عهده آنها مي باشد. خوب است که کار اجرايي به طور کلي بر عهده آنها باشد و نهادهايي مانند کميته امداد صرفا به هدايت و حمايت و هماهنگي ( و نه دخالت ) آنها بپردازند. تبديل نهادي مانند کميته امداد به يک نهاد تخصصي حمايت و هدايت ، مي تواند با کارکردهايي مانند حمايت مالي، آموزش، ايجاد بانک هاي اطلاعاتي، سرمايه گذاري زيربنايي در زمينه هاي بهداشتي و درماني و … ) نقش بسيار سازنده تري از نصب صندوق صدقات در خيابان ها و حرکتهاي نمايشي داشته باشد.
- گرچه اعانه و صدقه خصلتهاي پسنديده اي هستند اما . همه مي دانيم که عدالت با صدقه ايجاد نمي شود. توسعه توليد و ايجاد اشتغال و توسعه نظام تامين اجتماعي، راه کار صحيح از بين بردن فقر در کشور است. تکريم محرومين، توانمندسازي آنها است، نه برگزاري عروسي جمعي
- خوب است که موضوع موازي بودن نهادهاي حمايتي دولتي نيز مورد بررسی قرار بگيرد. وزارت رفاه و زيرمجموعه آن سازمان بهزيستي و کميته امداد در بسياري از موارد موازي يکديگر قراردارند که لطمات جبران ناپذير اين موازي بودن و به نحوي رقابت، به طور مستقيم متوجه مردم مي شود. همگي به خاطر داريم که سال گذشته مجلس ابتدا کل بودجه حمايتي را در اختيار کميته امداد قرارداد، بعد از چند ماه به اين نتيجه رسيدند که مشکلاتي در راه اين کار وجود دارد، دوباره بودجه مربوطه به بهزيستي بازگشت داده شد. اين ميان تکليف خانوارهاي محتاج اين کمک چه شد؟!! آيا اين موازي بودن موجبات بروز اين گونه تصميمات و افزايش هزينه در ساير موارد نمي شود ؟حضرات تا کي مي خواهند با آزمون و خطا، کشور را اداره کنند؟