بارها نوشتم اينجا و پاک کردم. دلم ميخواست بنويسم و ننوشتم. اين روزها، روزهاي انتخابات رياست جمهوري است. هزينههاي ميلياردي براي يک انتخاب. کاش ميشد که به نامزدها ميگفتند که در حد هزينهاي که ميخواهند براي رياست جمهوري داشته باشند يک طرح اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي ايجاد کنند و مردم هم نتيجه آن طرح را بررسی کنند. دو صد گفته چو نيم کردار نيست. ما عوام هم بهتر ميتوانستيم قضاوت کنيم. به نظرم ميرسد که عقبرفت داشتهايم. 12 سال پيش نامزد پيروز انتخابات، اگر برنامه نداشت، رويکرد داشت. با رويکرد توسعه سياسي آمده بود. حتي 4 سال پيش نيز نامزد پيروز انتخابات رويکرد اقتصادي را انتخاب کرده بود. اما مشکل اکنون اين است که کليگوييها بيشتر شده است. ديشب گفتگو با آقاي کروبي را که گوش ميکردم، سليقههايش را صادقانه تا حدي گفت، ولي از برنامههايش حرفي نزد. دو نامزد ديگر هم تا حدي همينگونه هستند. آقاي احمدينژاد هم که لازم نيست در مورد ايشان صحبت کنيم. اين است که در اين شرايط بايد به شواهد و قرائن نگاه کرد. اعتقاد دارم که کروبي نهادينه شده تر کار ميکند. 4 سال است که حزب تشکيل داده، روزنامه دارد و خيلي شفاف فعاليت سياسي ميکند. شجاعت خوبي هم دارد. در حد ظرفيتهاي نظام است. با وجود او تنش کمتر خواهد بود. خيلي کارهاي ميرحسين را نميپسندم، نحوه آمدنش، سکوت 20 ساله و نسبت دادن آن به ديگران، بي انضباطي سياسي و تسامح او در مورد خيلي از وقايعي که در دوران نخستوزيري او صورت گرفت. اما اينکه خاتمي از او حمايت ميکند، دليل بسيار قابل توجهي براي من است. اينکه عليرغم شعار حمايت از زنان در مورد تمام نامزدها، تنها نامزدي است که با همسرش آمده و افرادي که از او حمايت ميکنند، از جمله هنرمندان، آدمهاي موجهي
هستند. اينها من را به شک مياندازد. در مورد محسن رضايي با اينکه حرفهاي خوبي ميزند و آدمهاي خوبي نيز اطرافش هستند، اما بزرگترين مشکل او از نظر من اين است که تکليفش را با مقوله آزادي مشخص نکرده است و اين تنها دليلي است که ميتوانم به او راي ندهم. برايم مهم است که احمدينژاد به هيچ وجه انتخاب نشود. احمدينژاد تنها کانديدايي است که نه به برنامهريزي اعتقاد دارد و نه به حرمت انسان و آزاديهاي او. اطرافيانش پر از آدمهاي دروغگو و کم بينش است. احمدي نژاد با خود رايي تمام اقتصاد کشور را به فاجعه کشاند. شرکتهاي بسياري ورشکسته شدند. افراد زيادي از ايران رفتند، اعتبار ايران و ايراني را پر خدشه تر شد و افتضاحات بسيار به بار آمد. با تمام اين اوصاف گير کردهام بين موسوي و کروبي. اميدوارم موسوي بتواند تغييرات خود را نسبت به موسوي دهه شصت برايم ثابت کند. اينکه اکثريت اصلاح طلب ها به وي راي خواهند داد، برايم مهم است. در اين صورت با توجه به اينکه نميخواهم آراي او کم شود احتمالا به موسوي راي دهم. ايکاش اين دو باهم توافق ميکردند و جلوي شکستن آرا را ميگرفتند. من مطمئنن هستم که در شرايط عادي اين دو نامزد با يکديگر بيش از نيمي از آرا را به دست خواهند آورد و با اينگونه آمدن انتخابات به دور دوم کشيده خواهد شد و معلوم نيست که در دور دوم چه اتفاقي بيفتد.
موسوي يا کروبي؟ مسئله اين است
می 29, 2009 بدست مجید
خیلی خوب بود. تقریباً باهات در مورد تمام کاندیداها موافقم.